محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
66
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) 9 . پيامبر ( ص ) آب فخّ « 5 » را به عظيم بن حارث محاربى ، اقطاع داد . ( الأماكن ، حازمى ، نسخهء خطّى لالهلى در استانبول ، فصل 664 ) . 10 . از دارقطنى روايت است كه پيامبر ( ص ) زمينى را به ابو رافع اقطاع داد . ( الأموال ، أبو عبيد ، حاشيهء مصحح بر شمارهء 1305 ، ص 450 ) . 11 . عرس و عمرو پسران عامر بن ربيعة بن هوذة بن عمرو بن عامر بن البكّاء بن عامر بن ربيعة بن عامر بن صعصعة ، نزد پيامبر ( ص ) آمدند و وى از المصناعة و المرّان ، منزلى به آنان داد . ( معجم الصحابة ، ابن قانع ، ورق 119 / الف و 139 ب ؛ نيز بنگريد : أسد الغابة ، ابن اثير ، « عرس » ) . 12 . هنگامى كه پيامبر ( ص ) به مدينه آمد ، دو زمين را به اقطاع أبو بكر و عمر داد . ( الخراج ، ابو يوسف ص 34 ) . 13 . عبد الرحمن بن عوف گفت : پيامبر خدا ( ص ) زمينى را به نام السّليل در شام به من اقطاع داد . در اين باره ، چيزى براى من ننوشته بود كه درگذشت . او تنها به من گفته بود كه : چنانچه خداوند ، سرزمين شام را براى ما بگشايد ، السليل از آن تو خواهد بود . ( طبقات ابن سعد ، 3 / 1 ، ص 89 ) . 14 . پيامبر خدا ( ص ) خانهاى را در مدينه به الأرقم بن أرقم ، إقطاع داد . ( كتّاب النّبىّ ( ص ) ، محمّد مصطفى الأعظمى ص 38 به نقل از الإصابة ، ابن حجر 1 / 28 ش 73 ) . 15 . ( اقطاعى ) براى على بن ابى طالب ( ع ) : از عمّار ياسر روايت شده است كه گفت : پيامبر خدا ( ص ) ذى العشيره را در ينبع به على اقطاع داد و على ( ع ) نيز قطعه زمينى [ از زمينهاى خراج ] را خريد و بر آنها افزود . دارايى على در ينبع از چشمههاى پراكندهاى تشكيل مىشد كه همه را به ديگران صدقه داد . ( وفاء الوفاء ، سمهودى ، چاپ جديد ، ص 1334 ) . 16 . پيامبر خدا محلى را در وادى القرى به بنى مداش اقطاع داد و آن محل به نام حصار بنى مداش ، به آنان منسوب گشت . ( السّمهودى ص 1181 ) . 17 . جمرة بن نعمان به هوذهء عذرىّ بزرگ بنى عذره ، زكات قبيلهء خود را نزد پيامبر ( ص ) آورد و پيامبر ( ص ) به اندازهء يك تاخت اسب و يك پرتاب تازيانه « 6 » ، از وادى القرى را به او اقطاع داد . او تا دم مرگ ، در آنجا ماند . ( الوثائق السّياسيّة اليمنيّة ، الأكوع الحوالى ، در حاشيهء ص 73 ، به نقل از الإصابة ، ابن حجر ، ش 1179 ، وى افزوده است : برخى اين نام را « حمزه » با حاء بىنقطه گفتهاند ؛ ولى درست آن ، با جيم است ) .
--> ( 5 ) . فخّ : محلّ يا آبى بوده است در نزديكى مكه كه پيامبر آن را به عظيم بن حارث محاربى اقطاع داد ( النهاية ، ابن اثير 3 / 418 ) . - م . ( 6 ) . گويا از اين راه ، طول و عرض زمين مورد نظر را تعيين مىكردهاند . يك تاخت اسب : طول ، پرتاب تازيانه يا نيزه : عرض . - م .